ماكه می ترسیم از هجرت دوست كاش می دانستیم روزگاری كه به هم نزدیكیم چه بهایی دارد كاش می دانستیم كه سفر یعنی چه و چرا مرغ مهاجر وقت پرواز به خود می لرزد

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی...
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم ، اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم ...
خداحافظ ای نوبهار همیشه |